". دلم مي خواهد بدوم. دلم ميخواهد بروم سفر شهر به شهر، با ماشين كروكي، سقفش هم پايين. دلم ميخواهد تا سواحل برم، هر ساحلي. دلم ميخواهد روي شن هاي ساحل قدم بزنم. من و برادر بزرگم قرار بود هميشه مسافر باشيم. من و بِن چنين برنامه هايي داشتيم. خب البته بيشتر برنامه هاي بن بودند. شايد اگر اين كار ها را كرده بودم، از اينجا سر در نمياوردم كه ندادنم قرار است چه كنم. يا شايد اگر آن كار ها را كرده بودم، دقيقا از همينجا سر در مي آوردم كه الان هستم و از ته دل راضي و خرسند بودم. . ⚪️دختري در قطار ⚫️پائولا هاوكينگز . . پ.ن: چه قدر هم ذات پنداري با شخصيت ضد قهرمان و غير محبوب (حداقل براي من) در كتابي كه ژانرشو دوست ندارم و اسم نويسنده اش رو تا قبل از ديدن كتاب نشنيده بودم ؟! اما كتاب به چاپ شونزدهم رسيده. . #ماسوله . پ.ن٢: اسمش چي بود؟! قانونِ مورفي، مورفين؟! به شدت تو زندگيم حس ميشه!!! يا هيچ خبري نيست يا تولد دوستت و اولين مهموني خواهر تازه مزدوج شده ات يكي ميشه ، سفر كمپينگت با سرسره روي برف از ايستگاه هفت توچال همزمان ميشه، ماه رمضون با تحويلا و امتحانا ... زندگيم بايد ياد بگيره خودش براي خودش برنامه ريزي كنه ديگه ... من خسته شدم."

برای ادامه لطفا اطلاعات پروفایل خود را از طریق لینک زیر کامل کنید
پروفایل