مدتی بود دلم سفری متفاوت میخواست تا این که یکی از دوستانم پیشنهاد کوهنوردی در جاده یوش به بلده را به من داد. جاده یوش  بلده یکی از بکرترین جاده‌های ایران است. برای کوهنوردی معمولا همه صبح زود را انتخاب میکنند. ما هم ساعت 6 صبح به سمت روستای زیبای کلاک حرکت کردیم.

به قصد یک کوهپیمایی سبک در دامنه‌های این کوه سرسبز و پر آب از ماشین پیاده شدیم. منظره به حدی زیبا بود که هوش از سرمان میبرد. دقیقا در همان لحظه باران نم نمی گرفت و بلافاصه بعد از آن رنگین کمان در آسمان ظاهر شد. فضای بسیار جذابی بود که حتی من را که اهل کوهنوردی نبودم تشویق به این کار کرد. پس از 3 ساعت کوهنوردی در این مسیر سرسبز به روستای یوش رسیدیم. در مورد این روستا تعریف های زیادی شنیده بودم اما هرگز فرصت دیدن آن برایم پیش نیامده بود. وارد روستا که شدیم نسیم خنکی به صورتمان می خورد. بلافاصله به سمت رودخانه یوش حرکت کردیم تا کمی کنار آن، خستگی کوهنوردی از بدنمان بیرون برود. حدود 2 ساعت را در آن جا گذراندیم. این رودخانه به حدی فضای زیبایی دارد که حتی خود اهالی روستا نیز برای پیک نیک و استراحت به آن جا می آیند. به سمت خانه نیما یوشیج که تقریبا میتوان گفت نماد روستای یوش است حرکت کردیم. خانه نیما اکنون تبدیل به موزه شده است که در آن آثار خود نیما و تعدادی از آثار خواهر او"بهجت اسفندیاری" نگهداری میشود.

پس از آن متوجه شدیم که در نزدیکی قبرستان قدیمی روستای یوش ، مقبره سید امین و سید جلال قرار گرفته است. با پرس و جو از اهالی روستا متوجه شدیم که این 2 نفر پدر و پسر بوده اند و از روستای اورازان از توابع طالقان به این مکان آمده‌اند و در زمان خودشان نزد مردم اعتبار زیادی داشته‌اند. مردم آنهارا به عنوان افرادی زاهد و پارسا میشناختند و قبول داشتند به همین دلیل برایشان مقبره و آرامگاهی درخور و شایسته ساخته اند. به گفته اهالی، تا قبل از فوت این 2 نفر و ساخت مقبره آنها، هیچ امام زاده و بارگاهی در یوش وجود نداشته است.

پس از بازدید از این آرامگاه، خودمان را به یک چای ذغالی و شیرینی محلی دعوت کردیم. چیزی که در مورد یوش توجه من را به خود جلب کرده بود، موسیقی بود. مردم این روستا از دیرباز در مراسمات محلی و یا حتی شب‌نشینی‌هایشان به سر دادن آواز و نوای نی می‌پرداختند.

کوهنوردی از یوش به بلده

حرکت به سمت بلده

چون که میخواستیم از بلده هم دیدن کنیم و وقت زیادی نداشتیم فرصت برای بازدید از همه جای یوش را نداشتیم. بنابراین با ناراحتی زیادی از این بابت به سمت بلده حرکت کردیم. فاصله یوش و بلده 9 کیلومتر است. بنابراین کوله هایمان را به پشتمان انداختیم و حرکت کردیم. روستای کمر رود در جنوب غربی بلده از بزرگ‌ترین روستاهای پیرامونی آن است. این روستا محل تولد بزرگان زیادی بوده است. ناصرالدین شاه در سفرنامه خود، علاوه بر بیان ماجراهای سفر به بلده، از ویژگی های این روستا نیز نوشته است. روستای میناک نیز از دیگر روستاهای بلده است و روستای نج بزرگترین روستای بخش بلده میباشد. اما از معروف ترین روستاهای بخش بلده روستای ناحیه است که از طبیعتی بکر و دست نخورده و آب و هوای خوب برخوردار است. این روستا بزرگانی مانند دکتر مصطفی الموتی، ابوالحسن عمیدی نوری، ابوالفضل لسانی،عفت عمیدی نوری و بسیاری دیگر از افراد مهم مملکت را در خود پرورش داده است.

در سمت چپ در جاده بلده، قلعه‌ای بزرگ و قدیمی دیده می‌شود که قلعه پولاد، بلده یا نور نام دارد. این قلعه متعلق به دوره سلجوقیان است. جالب است که این قلعه تا اوایل دوره صفوی دایر و مسکونی بوده است. در پایین این مجموعه بقعه سلطان احمد قرار دارد که دومین بنای مرتفع شهرستان نور است. اگر مانند من از بازدید از بناهای تاریخی لذت میبرید، حتما از آن بازدید کنید. به سمت بقعه حرکت کردیم. گنبد این بقعه مخروطی شکل است و از آجر و روكش گچ ساخته شده و در حد فاصل گنبد و بدنه نیز نورگیرهایی تعبیه شده است. پس از بازدید از این بقعه کم کم ساعت بازگشت به تهران رسید. برای برگشت جاده هراز را انتخاب کردیم. سوار ماشین شدیم و به سمت تهران آمدیم. در مسیر به سمت باغ لاله گچسر نیز رفتیم. این باغ در روستای گرماب قرار گرفته که حدود اردیبهشت ماه هر سال، درِ باغ لاله‌اش را به‌روی مردم باز می‌کند. در این‌جا حدود ۳۰ واریته گل لاله می‌روید. پس از آن برای صرف چای، رو به روی هتل گچسر توقف کردیم. هتل نگین گچسر در دوره پهلوی و در سال 1309 افتتاح شده در گذشته با نام های هتل پارسیان آزادی گچسر و هتل گچسر نیز شناخته میشده است. از آن جا مستقیم به سمت تهران حرکت کردیم.