کليسای سنت استپانوس به استناد شواهد طبيعی، جغرافيايی و هم چنين نشانه و نمادهای موجود از نمونه های بارز مکان مذهبی_ آيينی ايران باستان بوده که به کليسا تبديل شده است.

کيش مهر قوی ترين آئينی بوده که از ايران به ديگر ممالک راه يافته و بازتاب آن بر فرهنگ ايرانی-اسلامی و مسيحيت مشهود است. بر اساس شواهد تاريخی، مهرپرستی از دوران مادها در ايران وجود داشته است. دو ايزد مهر و اناهيتا در باورها و سنن ايران باستان همواره در کنار هم حضور داشته  و به قدری نشانه های طبيعی مانند گياه، آب، ماهی، گاو و همچنين آثار معماری و اماکن مقدس آن ها در هم آميخته است که تفکيک اين دو از يکديگر آسان نيست. بسياری از مکان های مقدس که امروز در کنار آب ها واقع شده يا روزگاری چشمه و درختی مقدس در آن وجود داشته، يادگاری از باورهای کهنی است که ريشه در اعتقاد به ايزدان مهر و اناهيتا دارد. بيشتر اين مکان ها در دوران رواج آئين زرتشت در ايران تبديل به معابد زرتشتی شدند. زمانی که مذهب زرتشت آيين رسمی دربار شد، نقش اهورامزدا بسيار مهم و اساسی بود. اما همچنان ايزدان آب و خورشيد يعنی اناهيتا و مهر به عنوان ياران اهورامزدا حضور داشتند. احترام به عناصر طبيعی همچون آب و آتش و گياه در گفتار و سفارشات زرتشت پيامبر نيز وجود داشت و از گذشته تداوم يافته بود. نيايش آتش و بزرگداشت آن در  آتشکده ها برپا شد و بعضا نيايشگاه های موجود تبديل به آتشکده شدند که برخی از آتشکده ها تاکنون درمهر خوانده می شوند. اين بناها بيشتر روی بلندی و در جوار کوه و چشمه ها شکل گرفت.

پيداست که در زمان هايی نيايش مهر، اناهيتا و آيين های بزرگداشت آتش، هم زمان دريک مکان برقرار بوده است. همين اتفاق در زمان رواج آئين مسيحيت برای بسياری از معابد مهری  تکرار شد. با اين تفاوت که اين بار دين مسيح تحت تأثير قدرت آئينی اديان کهن ايرانی قرار گرفت. به طبع در ساخت بسياری از اماکن مقدس مسيحی در سرزمين فرهنگی ايران از اماکن مقدس پيشين استفاده شد و اين امر از طريق نشانه های محيطی، منظر و نقوش موجود در کهن ترين اين کليساها قابل پیگیری است.

جهت بررسی دلايل منتسب بودن پيشينه ی کليسای سنت استپانوس به عنوان مکان مقدس مسيحی به آئين های مهر و آناهيتا لازم است به برخی از مهم ترين نشانه های عبادتگاه های باستانی ايران در مکان اين کليسا اشاره کنيم. برخی از اين نشانه ها مربوط به مکان يابی بنا از نظر جغرافيايی و طبيعی است. برخی ديگر در نوع تزئينات معماری يا جهت يابی مهراب و بخش هايی که جايگزين بنای پيشين شده، قابل مشاهده است.

نشانه های ادیان باستانی ایران در کلیسای سنت استپانوس

نشانه های طبیعی معابد کهن ایران

ازجمله ويژگی های جغرافيايی و طبيعی چنين مکان هايی می توان . به کوه، چشمه و درخت کهن سال اشاره نمود. درخت و گياه نماد سبزی، خرمی و برکت بوده و در کنار آب های جاری منسوب به اناهيتا، مقدس و محترم شمرده می شدند؛ تا جايی که زرتشت پيامبر، قطع درخت را گناه کبيره می دانست. آب های جاری نيز بايد پاک و مطهر باشند تا مردم از آن بهره  گيرند و آلودن آب نيز گناه بزرگ محسوب می شد.

معابد خدايان خورشيد و ماه يا مهر و اناهيتا که ايزدان نور و روشنايی و نيز باروری و موکل آب ها بوده اند؛ معمولا درکنار هم و در جوار چشمه های جوشان و درختان کهن سال بنا می شدند. ايرانيان باستان، ايزدان مهر و اناهيتا را به عنوان نماد خورشيد و ماه نيايش می کردند، بنابراين بزرگداشت آب در ارتباط با ايزدبانوی نگهبان آب های پاک و آتش نماد نور و گرمی خورشيد يا نور خدای آفتاب درميان آنان رايج بوده است.

مهر که دارنده دشت های فراخ و زادگاهش سينه کوه و در غار است، از آذرخش دو قطعه سنگ در کوه البرز زاده شده  و قربانی  مقدس را در غار انجام داده است. در اعتقادات ديگر اقوام نيز کوه ها مقدس بوده و آن را جايگاه خدايان می شمردند. پس معابد را به شکل کوه یا برفراز کوه بنا می کردند. معابد مهر و اناهيتا نيز علاوه بر نشانه ی طبيعی آب، از نظر جغرافيايی معمولا برفراز کوه ها و يا غارها بنا می شدند. از آنجايی که می گفتند مهر از کوه زاده  شده و اناهيتا، نگهبان آب های پاک و روان است، از اين رو در جوار کوه و چشمه زيارتگاه مهر و اناهيتا می ساختند.

هم چنين درباره ی ارزش و اهميت درخت بايد گفت  که ميترا طبق برخی روايات از درخت کاج يا سرو زاده شده است. در آيين زرتشت قطع درخت گناه کبيره بوده و اسلام نيز بر اين دستور صحه می گذارد. درخت به  جهت باروری و سرسبزی نماد زايندگی و برکت و تبلور آن در ايزدان مهر و اناهيتا تجلی يافته و به نماد آنان تبديل شده است.

نشانه های ادیان باستانی ایران در کلیسای سنت استپانوس

نشانه های تصویری و تزئینی معابد کهن ایران

علاوه بر نشانه های محيطی و جغرافيايی معابد مهر و آناهيتا  می توان به عناصر تزئينی بنا اشاره کرد که عموما مربوط به مناسک و مراسم آئينی بوده است. به طوری که هم اکنون نيز در اکثر مهرابه های اروپا و آسيا نقوشی از خورشيد، ماه، ستارگان و نشانه های دوازده گانه فلکی آن ها مانند شير، گاو، عقرب، ترازو، خرچنگ و غيره ديده می شود. البته علائم و نشانه های مرتبط با آيين های مهر و اناهيتا شامل پرندگانی مانند عقاب، طاووس، کلاغ، خروس و حيوانات مقدس چون گاو، بز، مار نيز می شود که در نقش پردازی پارچه، ظروف و اشياء و ديگر آثار هنری قابل رؤيت هستند.

مهرپرستی در ايران با کيش زرتشت، در غرب با مسيحيت و در  هند با هندوئيسم درآميخته است بنابراين وجود نشانه های مهری در کليساهای قديمی ايران نيز نمی تواند دور از ذهن باشد.

نشانه های ادیان باستانی ایران در کلیسای سنت استپانوس

ارتباط کلیسای سنت استپانوس و معابد باستانی ایران

در دوران اشکانيان آئين مسيحيت به تدريج در مناطق شمالی ايران يعنی نواحی کنونی ارمنستان منتشر می شود. در اين زمان ميترا، بزرگ ايزد آريايی بسيار مورد توجه بوده است. وجود پيشينه ی مذهبی ميترائيستی در منطقه دره شام نيز اثبات شده است. چنانچه پادشاه ارمنستان جهت ممانعت از رواج دين مسيحيت به جای دين کهن آريايی دستور قتل 3500  نفر را صادر کرده و  قره کليسا محل دفن اين شهيدان است.

با اين حال پس از رسمی شدن اين آئين نيايشگاه های کهنی که در مناطق مسيحی نشين قرار داشتند مستقيما به کليسا تبديل شدند و به دليل عملکرد مشابه از نظر آئين و مناسک و فقدان جهت قبله، احتياجی به تغییر زیاد نداشتند. اين تغيير کاربری را در اروپا نيز می توان پيگيری کرد. بسياری از مهرابه های غاری که متروک شده بودند، توسط مسيحيان پيروز به کليسا تبديل شده و يا کليساهای جديدی بر روی مهرکده ها بنا گرديدند. به  گونه ای که پژوهشگران در رم توانستند بسياری از غارهای ميترايی را زير کليساهای مسيحی بایابند. آثار مهرابه ها در بسياری از کليساهای مهم اروپا و آسيا قابل مشاهده هستند. از آن جمله می توان به مهرابه سنت کلمنت در رم اشاره نمود.

احمد حامی نيز در کتاب خود سنت استپانوس را با نام سن ستفانو ناميده و تأکيد می کند که اين مکان پيش از تبديل شدنش به کليسا مهرکده ای معتبر بوده است: "کليسای سن ستفانو ديدنی ترين مهرابه ای است که از زمان فرمانروايی آرشاک ها (اشکانيان) ارمنستان، در ايران امروزی بجا مانده و پس از عيسوی شدن مردم ارمنستان، به نام کليسای سن ستفانو دگرگونی يافته است. اين مهرابه هم مانند مهرابه های ديگر سه دالانی بوده که دو دالان باختری آن را کليسا کرده اند و دالان خاوری با پايه سنگی زير پيکره ی مهر هنوز پابرجاست. در باختر کليسا زيستگاه يا پرورشگاه مهريان در زير زمين که با ديوارها و طاق سنگ لاشه ساخته شده، بجا مانده است."

پيروان آئين مهر و آناهيتا در بلندی ها به نيايش می پرداختند. در ضمن اکثر بناهای قديمی مسيحی که در نقاط کوهستانی و بر بلندی ساخته شده اند، نيايشگاه های مهر و آناهيتا بوده اند که بعدها به کليسا و صومعه تبديل گشته اند. می توان اين سير تحول تغيير کاربری را نيز در بسياری از آن ها مشاهده کرد.

محل استقرار کليسا، يعنی دره ای سرسبز در کنار کوه، وجود چشمه در پائين بنا و درخت چنار مقدس نشانه های معابد آناهيتا و مهر است که می تواند جهت تأييد فرضيه مطرح شده، مورد استفاده قرار گيرد.

ويژگی ديگر بنای استپانوس برج  و باروهايی است که  اطراف آن وجود دارد و ارتباط آن با کليسا عجيب به نظر می رسد. زيرا در مورد هيچ کليسای ديگری که صرفا کارکرد مکان مذهبی جهت ادای فرايض دينی مسيحيان را داشته ، برج و بارويی بنا نشده است. در کتاب «تاريخ قصران»، نوشته حسين کريمان ذکر شده  که اغلب پيروان آناهيتا در اطراف معابد ساسانی برج و باروهايی جهت حفاظت از دارايی هايی که مردم به عنوان نذری برای الهه می آوردند، می ساختند.

يکی از نشانه های پيشينه باستانی اين مکان کاربرد آشکار بسياری از نقوش تزئينی است که در کهن ترين کليساهای رسمی تاريخ مسيحيت همچون قره کليسا نيز قابل رؤيت هستند. برخی از نقوشی که در استپانوس بکار رفته، به احتمال زياد الهام  گرفته از نقوش بنای قبلی و پراهميتی بوده که به خاطر آن اطراف را به وسيله برج و باروهايی ايمن سازی کرده بودند.

به عنوان نمونه می توان به نقوشی اشاره کرد که اطراف نورگير صليبی نمای بيرونی ديوار محراب و رو به شرق و طلوع خورشيد وجود دارند. تصوير چهار حيوانی که در اين قسمت مشاهده می شوند از نمادهای مهم آئين مهر و آناهيتا هستند. اين حيوانات شامل شير، مار، کلاغ و ماهی  می شدند و در اين مورد نمی توان استفاده ناآگاهانه و صرفا تقلیدی از نقوش قبل را در نظر گرفت. زيرا نوع تزئين و چيدمان دقيق اين حيوانات در اطراف نقشی به شکل صليب، نمايانگر نوعی تعمد است. زيرا اين نقوش پنج گانه مهری در ضلع شرقي کارشده اند. يعنی بخشی که رو به طلوع خورشيد است و پشت آن نيز مهراب کليسا قراردارد. خورشيد نماد مهر و مهرابه ها رو به شرق و طلوع خورشيد دارند. در بسياری از کليساها نيز مهراب رو به شرق است. «در آئين هاي عبادي و اقامه شعائر اين تطابق جهت قبله، خود به ارتباط نزديک اين دو آئين اشاره دارد.کليسا، مسيح به خورشيد شکست ناپذير مانند شده و جهت مهراب به سوي طلوع خورشيد است.» (بورکهارت، 1365)

مورد ديگر صليب با چهار بازوی برابر يا چليپا است که در تزئين اين بنا بسيار بکار رفته  است. چليپا خود يکی از نمادهای مهری که به تعبيری مرکب چهار اسبه ميترا است که در کنار ساير نشانه ها چون نقش گاو، شير، ماهی و سرو ديده می شود.

در مورد اجاق دانيال فرضيات گوناگونی مطرح شده که نبی يا قديسی از قرن پنجم ميلادی بوده است. در رابطه بااينکه اين مکان به کدام يک از اين دو تعلق دارد در بحث حاضر نمی گنجد. اما روشن شدن دليل اصلی وجه تسميه اجاق می تواند نکات بسياری را در مورد پيشينه ی اين بنا مشخص کند. اجاق نيز به معنای محل برافروختن آتش و درواقع همان آتش مقدس معابد باستانی است. بر بخشی از تزئينات روی برج ناقوس تصوير ستاره ی هشت پر و نيز گلی شبيه به خورشيد ديده می شود که از نمادهای کهن ايرانی و نماد نور و روشنايی و نشانه ی ايزد مهر است. اين نقش در بسياری از قسمت های ديگر کليسا هم بکار رفته  است. نقش کبوتر هم بر گنبد کليسا به چشم می خورد که از نمادهای الهه اناهيتاست و بعدها به هنر مسيحی وارد می شود.

نمای بيرونی ديوار جنوبی نمازخانه تصوير عقاب و شمسه (خورشيد) را نشان می دهد. عقاب و کلاغ پيک ميترا  بوده است.

نکته ی با اهميت ديگر برپايی جشن مخصوصی است که هرساله در 26 دسامبر يک روز پس از عيد کريسمس، به عنوان روز جشن استفان، برگزار می شود. در زمان رسمی شدن آئين مسيحيت، تاريخ تولد مسيح (ع) را همان روز تولد ميترا، که روزگاری بسيار طولانی در سراسر امپراتوری روم با جشن های باشکوهی همراه بوده است، برگزيده اند. پس از گذشت بيش از هزار سال از قرارداد تاريخ تولد مسيح (ع) به دليل دقيق نبودن تقويم و گردش سال، اين روز با چند روز اختلاف نسبت به شب يلدا که همان روز تولد مهر است برگزار می گردد. بنابراين جشن استفان به فاصله ی يک روز از کريسمس قطعا در ارتباط با آيين پيش از مسيحيت بوده که بدينگونه تاکنون برقرار مانده و تبديل به يک سنت مسيحی شده است.

نکته بعدی اشاره به دفن حضرت نوح (ع) و مادر ايشان در منطقه مرند است. نسبت دادن اماکن مقدس و مراسم و آئين ها به پيامبرانی چون سليمان، داوود، دانيال، خضر، نوح، يحيی تعميد دهنده و حتی حضرت علی (ع) سنتی است که در گوشه و کنار ايران به چشم می خورد. فرقه های مختلف دراويش شيعه و سنی باورهايی از گذشته و دوران مهرپرستی دارند که نمادها و نشانه های آن تاکنون در رسوم و آداب آنان آشکار و بعضا با نام و ياد مقدسين نام برده در ارتباط است. اعتقاد به اينکه ايزد مهر در هر هزاره در قالب شخصی ظهور خواهد کرد از باورهای ايشان است که با رمز و راز و تقيه از گذشته تاکنون حفظ شده است. به گونه ای که تبديل به باوری نو در نسل های بعدی شده است. بنابراين منطقه ی مرند، محل قرارگيری کليسای سنت استپانوس ، از نظر وجه تسميه و نسبت آن با نوح و مادر ايشان که شايد اشاره به اناهيتا باشد، نشانه های ديگری از ارتباط با اديان باستانی ايران را در خود محفوظ نگاه داشته است.

نشانه های ادیان باستانی ایران در کلیسای سنت استپانوس

نتیجه گیری

بديهی است که تمامی تمدن ها و فرهنگ های بزرگ بشری يک باره خلق نشده  و در طی زمان شکل گرفته اند. درحالی که فرهنگ قبلی را پالوده و تفکری جديد از آن حاصل شده است. از آنجايی که فرهنگ و معماری ميترايی پيش از رواج مسيحيت در اين منطقه وجود داشته، نمودهای فرهنگی جديد تجلی و تداوم باور، فرهنگ و معماری پيشين است. اينکه کهن ترين کليساها در سرزمين فرهنگی ايران، همان معابد ميترايی باشند که تغيير عملکرد داده و در دوران بعدی الگوی معماری برای کليساها شده اند، اتفاقی طبيعی بوده که اسناد تاريخی آن را تأييد می کنند.

 

منبع: مقاله کلیسای سنت استپانوس با پیشینه نیایشگاه باستانی ایران، گلناز کشاورز،  فصلنامه هنر و تمدن شرق، سال سوم، شماره 10، زمستان 1394