بهار گذشته خود را برای سفر 2 روزه به دریاچه نئور و منطقه سوباتان در مرز میان استان گیلان و اردبیل آماده کردیم. تعریف زیادی از جاذبه های این منطقه شنیده بودیم. صبح زود با تور به سمت نئور حرکت کردیم. برنامه این بود که اتوبوس ما را کنار دریاچه نئور پیاده کند سپس وسایلمان را به روستای سوباتان ببرد و ما از نئور تا سوباتان را پیاده طی کنیم. در راه برای اینکه حوصله مان سر نرود، لیدر از همه خواست که به جلوی اتوبوس بیایند و خود را معرفی کنند تا با همسفران خود در این 2 روز آشنا شویم. هر نفر که جلو میرفت خاطره ای از بهترین سفرش تعریف میکرد و من تمام مدت به این فکر میکردم که این سفر میتواند بهترین سفر من باشد یا نه؟

درياچه نئور در 48 کیلومتری جنوب غربی اردبیل، در یکی از دره‌های کوهسـتانی باغیرو که زیستگاه برخی از گونه‌های پرندگان مهاجر عبوری است، قرار دارد. برای رسیدن به این دریاچه، چند راه وجود دارد که ما مسیر هشت پر (طالش) را انتخاب کردیم . این دریاچه در اصل از دو دریاچه بزرگ و کوچک تشکیل شده و در فصولی از سال که آب ورودی کم میشود شما میتوانید دو دریاچه رو به صورت مستقل ببینید.

طبیعت زیبای دریاچه نئور

 نزدیک های ظهر به نئور زیبا رسیدیم. وسعت این دریاچه حدود 220 هکتار است که محل مناسبی برای پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان است.

هدف اصلی ما از این سفر، درواقع بازدید از جاده زیبای نئور به سوباتان بود. دریاچه نئور نقطه آغازی مسیر دوچرخه سواری ، سافاری و یا پیاده روی به سمت سوباتان است. ابتدا چرخی در اطراف زدیم سپس برای یک پیاده روی آماده شدیم. دریاچه نئور، در روستایی به همین نام واقع شده که تمام ساکنین آن ترک زبان هستند و اکثر آن ها به جا به جایی گردشگران در منطقه مشغول اند. از دریاچه نئور تا ییلاق سوباتان که در استان گیلان و از توابع شهرستان تالش است، حدودا 20 کیلومتر فاصله است.    

كوهنوردي بهاره در مسیر نئور به سوباتان يكي از معروفترين مسيرهاي طبيعت گردي شمال كشور است. ما هم در این مسیر قرار گرفتیم. در مسیر ما "پوری" ها قرار دارند. پوری ها خانه هایی بیضی شکل اند که اسکلت های چوبی دارند. نکته ای که قبل از سفر به سوباتان به ما گفتند این بود که این منطقه آب و برق و گاز و دکل مخابراتی ندارد. برق این منطقه توسط موتور برق تامین میشود به همین دلیل فقط 2 الی 3 ساعت برق داشتیم و باید بقیه شب را با نور فانوس ها سر میکردیم. در کمپ هایی که تور برای ما در نظر گرفته بود اتراق کردیم و شب خوبی را در کنار همسفران سپری کردیم. صبح برای گشت زنی در منطقه سوباتان، بعد از صرف تخم مرغ محلی به راه افتادیم. طبیعت بی نظیری در برابر ما قرار داشت. طبق برنامه تور قرار شد که پیاده به سمت آبشار ورزان که 1 ساعت از محل اقامت ما فاصله داشت حرکت کنیم. در مسیر حرکت گله های گوسفندان را میدیدم که برای چرا به آن جا آورده شده بودند.  از سوباتان تا آبشار ورزان حدود 1 ساعت کوهپيمايي سبک پیش رو داشتیم. طبیعت زیبا و باد لطیف، ترکیب هوای مدیترانه ایی و کوهستانی هوایی آلپ گونه به وجود آورده است. به بازار سوباتان رسیدیم که دقیقا مانند تصور ما از روستاهای منطقه آلپ بود. سری به مغازه ها زدیم. مارا به نوشیدن شیر محلی مهمان کردند. در حین نوشیدن شی راز روستاییان در مورد تاریخچه نام سوباتان پرس و جو کردیم. چیزی که از حرف هایشان متوجه شدیم این بود که سوباتان در زبان ترکی به معنای محل فرورفتن آب است. چون در اطراف سوباتان حفره هایی وجود دارد که آبهای جاری و چند چشمه در آنجا فرو می رود وکسی نمی داند این آبها از کجا سر در می آورند. جلوتر چادر های عشایر را میبینیم که زیبایی و سادگی خاصی به منطقه بخشیده اند. بالاخره به مقصد یعنی آبشار ورزان رسیدیم. آبشاری که در فصل بهار به پرآب ترین زمان خود میرسد و در نهایت به رودخانه سوباتان منتهی میشود. پس از بازدید از آبشار به سمت کمپ حرکت کردیم. کباب لذیذ نهار را مهمان تور بودیم. حدود 1 ساعت استراحت کردیم. نزدیک های بعد از ظهر، همه هم سفران برای انجام یک بازی گروه جمع شدیم و طناب کشی بازی کردیم که بسیار سرگرم کننده و جالب بود.

ییلاق سوباتان

بعد از بازی، تنها چای ذغالی میتوانست خستگی را از تنمان بیرون کند. پس از صرف چای به سمت موزه مردم شناسی سوباتان حرکت کردیم. این موزه بنا شده است که روایتگر زندگی دامداری و عشایری مردمانی با تمدن ۳۵۰۰ ساله است که اکنون رو به زوال رفته‌اند باشد. این موزه، سازه ای مدرن با نمای سیاه چادر عشایر است که در آن نزدیک به ۲۰۰ قلم ابزار و لوازم زندگی عشایری و هر آنچه در ۱۵۰ سال گذشته در این منطقه به کار می‌رفت و امروز منسوخ شده و نسل فعلی حتی نام آنها را نشنیده است، به همت آقای بهمن جلیلی که معلم ، مدیر هنرستان و مدرس دانشگاه است، گردآوری شده است. از موزه که بیرون آمدیم وسایل را جمع کردیم و به سمت نئور برگشتیم. اتوبوس آمد و به سمت تهران راه افتادیم. در مسیر برگشت از گردنه حیران عبور میکردیم. امکان نداشت که بدون خوردن آش دوغ از آنجا رفت بنابراین توقفی کوتاه کردیم و از گرمی آش در خنکی هوای گردنه لذت بردیم و پرونده سفر خود به سوباتان و نئور را بستیم. سفر کوتاه و دلچسبی بود. در کنار تمام خوبی های این سفر، چیزی که برای من بسیار ارزش داشت این بود که با جاذبه های کشورم بیشتر آشنا شده بودم و حالا باور داشتم که داستان بهشت بر روی زمین میتواند حقیقت داشته باشد.