از سرعین به سمت اردبیل و از اردبیل به سمت خلخال رفتیم. به سمت خلخال که حرکت میکنیم بعد از 30 کیلومتر ، تابلویی را در دست راست میبینیم که عباس آباد را نشان میدهد. جاده را به سمت عباس آباد پیش گرفتیم. در جاده تابلویی دارد که ما را به سمت دریاچه نئور راهنمایی میکند. با یک مسیر کوهستانی پیچ در پیچ مواجه خواهیم شد ، جاده‌ای بکر و جذاب  با پهنای کم و پر از چاله و دست انداز. به دریاچه نئوررسیدیم. کمی استراحت کردیم و از آب استفاده کردیم. در ماه شهریور این دریاچه برای فصل ماهیگیری آماده میشود که ماهی قزل آلا و کپور و قزل آلا رنگین کمانی، ماهی های موجود در این دریاچه هستند. به علاوه این دریاچه نقطه آغاز یکی از زیباترین مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری و سافاری است که شما را به روستای زیبای سوباتان می رساند. 

دریاچه نئور

بعد از گذراندن چند ساعت ، به سمت جاده اردبیل به خلخال بازگشتیم. کمی دورتر وقتی به سمت خلخال حرکت میکنیم، به شهر کیوی (یا گیوی ) میرسیم. نام این شهر در گذشته دورداولر بوده است که به معنی چهارخانه است. علت این نامگذاری ساده تر از آن است که تصور می کنید. این نامگذاری تنها به این خاطر بوده است که در آن زمان تنها چهار عدد خانه در این شهر وجود داشته است. اما نام امروزی این منطقه برگرفته از نام گیو پهلوان است و مردم این منطقه احترام خاصی برای آن قائل هستند.

شهرستان گیوی

اگر بخواهم بیشتر در مورد این شهر برایتان بگویم میتوانم به بلایای سهمگینی که بر سر مردم این شهر آوار شده بوده است اشاره کنم . این شهر در سال ۱۲۷۴ با یک زلزله به کلی ویران می شود و همه کسانی که به مسجد دمیرچی پناه برده بـــوده اند می میرند آنهایی که زنده می مانند به بنادر انزلی و تعداد زیادی به بندر کراسنودسک روسیه می روند. در سال ۱۳۲۶ نیز قحطی توام با وبا عده زیادی را می برد و در سال ۱۳۲۹ روسها به این منطقه می آیند و در جنگ جهانی دوم گندم در خلخال تمام می شود و چون همه مردم فقط برنج می خورده اند آن سال را دویی ایلی ( سال برنج ) می نامند. از تاریخ غنی و پرمخاطره این شهر که بگذریم ، در این شهر یک پل معلق بسیار جذاب وجود دارد که از آن دیدن کردیم. این پل محل اتصال دو رودخانه گیوی چای و قزل اوزن است. جالب است بدانید که در نزدیکی این پل روستایی به نام پیرنقی وجود دارد که تنها یک خانوار در آن ساکن هستند.  پس از بازدید از این پل به سمت سد گیوی حرکت کردیم. سد تقریبا پر آب بود و فضای بسیار زیبایی را برای پیک نیک فراهم کرده بود. گیوی را که رد کردیم کم کم به خلخال رسیدیم. از خلخال به سمت شمال 2 راه وجود دارد . یکی جاده پونل و دیگری جاده اسالم. جاده سرسبز و جنگلی اسالم را انتخاب کردیم . لازم به ذکر است که جاده پونل هم بسیار جاده سرسبز و زیبایی است و از آن جایی که جاده برف گیری است، در زمستان معمولا بسته می شود. ما طبق برنامه ریزی های سفرمان، از جاده اسالم حرکت کردیم . اطراف این جاده تعدادی زیادی قصابی هستند که گوشت تازه گوسفند را جلو چشمان شما کباب میکنند و با قیمت های ناچیز ( حدود سیخی 4 هزارتومان ) در اختیار شما میگذارند . برای اینکه بیشتر به ترشح آب دهانتان کمک کرده باشم باید بگویم که هر سیخ شامل 1 تکه دنبه و 6 الی 7 تکه گوشت کبابی است و باید اضافه کنم که دل و قلوه هم میتوانید سفارش دهید. تمامی این غذاها بدون برنج سرو می شوند. یک نکته ای را که باید در نظر بگیرید این است که به دلیل جنگلی بودن این منطقه این قصابی ها دستگاه کارت خوان ندارند. پس حتما باید پول نقد به همراه داشته باشید تا مثل ما که فقط 40 هزارتومان پول نقد داشتیم مجبور نباشید کباب کمتری بخورید. بعد از صرف غذا و چایی به سمت اسالم به راه افتادیم. اسالم را که رد کردیم از سمت جاده صومعه سرا و فومن سمت قزوین آمدیم و از قزوین به تهران برگشتیم.

این سفر تقریبا 48 ساعت طول کشید و ما حدود ساعت 11 و نیم شب و به تهران رسیده بودیم .تهران نیز مانند همیشه با ترافیک های سنگین خود از ما استقبال کرد.

متاسفانه در این سفر فرصت بازدید از ماکو و جلفا را نداشتیم. معمولا افرادی که به این سمت سفر می کنند، با یک روز وقت بیشتر می توانند از ماکو دیدن کنند و همچنین کلیسا سنت استپانوس که یکی از معرکه ترین بناهای تاریخی است را در جلفا بازدید کنند. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. در دوره قاجار نیز توسط عباس میرزا اقدامات لازم برای حفظ و مرمت آن انجام شد. کلیسای سنت استپانوس علاوه بر محل انجام فرایض مذهبی و کلاسهای علوم دینی، جایی برای تجمع هنرمندان و پرداختن به هنرهایی چون نقاشی و تذهیب، سرود و موسیقی، خوشنویسی، علم و فلسفه و ... نیز بوده است.

اگر بخواهم در مورد آب و هوا  در این سفر به شما اطلاعاتی بدهم باید بگویم که خوی گرم بود، چالدران نسبتا خوب و اردبیل و اسالم و خلخال و دریاچه نئور به شدت خنک بودند به طوری که ما اصلا از کولر ماشین استفاده نکردیم. هرچه که بیشتر نزدیک اسالم میشدیم هوا شروع به شرجی شدن میکرد و به کولر احتیاج پیدا میکردیم.