1 ماه بود که درگیر امتحان های دانشگاه بودم. کم کم داشتم کلافه می‌شدم. خیلی جدی تصمیم گرفته بودم که یک سفر متفاوت را برنامه ریزی کنم.  طبق سفرنامه هایی که قبلا خوانده بودم و تعریف تعدادی از اطرافیان آذربایجان غربی را انتخاب کردم. با تعدادی از دوستانم در این باره صحبت کردم و تصمیم بر آن شد که بلافاصله بعد از امتحان ها راهی این سفر شویم.

با مطالبی که خوانده بودم، میدانستم که استان آذربایجان غربی مملو از مکان های دیدنی و باستانی است. برای بازدید از تمامی دیدنی های این استان 2 روز زمان بسیار کمی بود. بنابراین تصمیم گرفتم تعدادی از این آثار را که برایم در اولویت هستند، بنویسم و حتما از آنها دیدن کنم. از آن جایی که آشنایی با ادیان دیگر همیشه برای من جذابیت خاصی داشت و دوست داشتم بیشتر با تاریخ آن ها آشنا شوم، قره کلیسا را در صدر این فهرست جای دادم. پس از آن که فهمیدم این اثر توسط یونسکو نیز ثبت جهانی شده است، جذابیتش برای من دو چندان شد.

ساعت 4 صبح 26 خرداد ماه، 5 نفری به سمت این مقصد هیجان انگیز حرکت کردیم. قره كلیسا در شمال ‌شرق شهرستان چالدران و جنوب ماکو در آذربایجان‌غربی قرار گرفته است. به سمت قره کلیسا دو راه وجود داشت. یکی از سمت تبریز و دیگری از سمت ارومیه.  برای اینکه از تبریز برویم باید از جاده های ترانزیت بین المللی عبور میکردیم که خب طبیعتا مقداری از جذابیت و هیجان این سفر را کم می‌کرد. اما در راه دوم که از سمت ارومیه بود، باید جاده ای فرعی و کوهستانی را طی می‌کردیم. دل را به دریا زدیم و مسیر ارومیه را پیش گرفتیم. فاصله ارومیه تا قره کلیسا حدود 275 کیلومتر بود و باید از شهر های سلماس، خوی و چالدران عبور میکردیم. جاده خوی به سمت چالدران همان جاده کوهستانی بود که بالاتر به آن اشاره کردم.

برای اینکه در راه نه حوصله شما سر برود و نه من، بهتر است کمی در مورد تاریخچه این کلیسا صحبت کنیم.

قره کلیسا مهم ترین کلیسای ارامنه و دین مسیحیت در ایران است. طبق باور ارامنه قره کلیسا اولین کلیسایی است که توسط مبشرین مسیح ساخته شده است. قره کلیسا به عنوان نهمین اثر ملی ایران و جهت حفظ قدیمی ترین و برجسته ترین نمادهای معماری ارامنه جهان توسط کمیته میراث جهانی یونسکو در کبک کانادا ثبت جهانی شده است. این نکات را گفتم تا ارزش این کلیسا را متوجه شوید و بدانید چرا برای دیدن آن، انقدر ذوق زده بودم.

ترجیح می‌دهم که بیشتر از دیده هایم برایتان بگویم، نه از شنیده ها. بنابراین باقی اطلاعات را موکول می‌کنم به زمانی که به این کلیسا رسیدیم.

همانطور که گفتم ساعت 4صبح حرکت کرده بودیم. از تهران به قره کلیسا تقریبا 12 ساعت فاصله است. با در نظر گرفتن ساعاتی که استراحت کردیم، حدود 14 ساعت در راه بودیم. حول و حوش ساعت 6 بعداز ظهر به قره کلیسای شگفت انگیز رسیدیم.

اولین چیزی که پس از ورود به محوطه میبینیم، 2 کلیسای بزرگ است که یکی از آنها نمای سفید رنگ و دیگری نمای قدیمی تری دارد. در مورد این کلیسای سفید رنگ پایین تر توضیح خواهم داد. الان بهتر است به سراغ قره کلیسا برویم. اولین چیزی که قبل از ورود به قره کلیسا دیدم فرمان شاه عباس اول صفوی بود که در حمایت از ارامنه، سر در این کلیسا نصب شده بود. در این کلیسا ، مقبره ای را میبینیم که بنا به باور ارامنه، مزار تادئوس (طاطاؤس) مقدس یکی از حواریون عیسی مسیح است که در سال 66 میلادی بخاطر بشارت مسیحیت به قتل رسیده است و پیکر او در قره کلیسا دفن شده است. این کلیسا محل عبادت و برگزاری مراسم مقدس3 روزه ( باداراک ) تعداد زیادی از ارامنه از سر تا سر ایران و حتی دنیاست. این مراسم 3 روزه که مصادف با هفته اول مرداد ماه است، زمان برگزاری مراسمی مانند غسل تعمید کودکان و نوجوانان ارمنی است. ارامنه معتقدند که غسل دادن کودکان در اولین کلیسا دنیای مسیحیت و محل شهادت حواری آن حضرت،  خیر و برکت زیادی برای آن ها به همراه خواهد داشت.

زمانی که در قره کلیسا بودیم، دسته زیادی مسافر همراه با لیدر و راهنما وارد کلیسا شدند. ما هم از فرصت استفاده کردیم و برای شنیدن داستان ها و قصه های قره کلیسا به آن ها نزدیک شدیم. طبق گفته های راهنما، بنای قره کلیسا  بارها دچار حوادث و تغییرات شده است. بار اول در سال 1230 میلادی هنگام حمله چنگیز ویران شده که در زمان هلاکوخان به همت خواجه نصیرالدین طوسی مجددا بازسازی شد.  بار دوم طبق کتیبه ای که در کنار محراب نوشته شده ، این کلیسا در سال 1319 بر اثر زلزله ای تخریب شده و هیچ اثری از بنای اولیه آن باقی نمانده است. در نهایت آن چیزی که امروزه به عنوان قره کلیسا می‌بینیم،نتیجه تلاش های کشیشی به اسم زاکاریا است که طی 10 سال قره کلیسا را مرمت و بازسازی کرده است.

مزار این کشیش هم بر روی تپه ای مشرف به قره کلیسا هست که آنطور که من دیدم به دلیل شیب و مسیر 20 دقیقه ای این مزار، خیلی از مردم اصلا به آن توجهی نمیکنند.

بعد از زلزله جنگ های دیگری هم در دوران ایلخانی ها و صفوی ها باعث ایجاد خرابی هایی در بنای قره کلیسا شد که اگر دقت کنیم هنوز هم بر دیوارهای قره کلیسا می توانیم جای گلوله های جنگهای تاریخی را ببینیم و اما بزرگترین تحولی که در بنا و محوطه قره کلیسا به دستور عباس میرزا (ولیعهد فتحعلیشاه) و همت اسقف اعظم قره کلیسا، "سیمون بزنونی" صورت گرفت که طی آن کلیسای سفیدی مجاور قره کلیسا ساخته شد. این کلیسا به هدف تغییر مقر مرجع تقلید ارامنه را که کلیسای «اجمیادزین» در نزدیکی ایروان بود، به اینجا تغییر دهد تا ارامنه از زیر نفوذ روسیه تزاری و دولت عثمانی خارج شوند.

از ساختمان قره کلیسا که خارج میشویم، هوای خنک محوطه صورتمان را نوازش میکند.

حال نوبت آن است که دینمان را به زاکریا (کشیشی که به بازسازی قره کلیسا کمک کرده بود) ادا کنیم. 20 دقیقه از تپه ها بالا میرویم و به مزارش میرسیم. آرامگاهی با دیواره های سنگی که داخل آن محرابی قرار دارد که ظاهرا برای عبادت و پخش نذورات از آن استفاده میشده است.

عظمت و بزرگی قره کلیسا و تاریخ پر فراز و نشیبی که پشت سر گذاشته، بیش از گذشته من را مجذوب خود کرد. همسفران من قبل از سفر، با دیدن کلیسا مخالفت می‌کردند و از نظر آن ها دیدن بنایی مربوط به ارامنه برای ما جذابیتی نداشت، اما پس از بازدید از آن جا آن ها هم مانند من مجذوب تاریخ کهن و باشکوه این کلیسا شدند.از اینجا بود که فهمیدم چرا قره کلیسا را نماد همبستگی آیین و مذهب های مختلف میدانند.